292.
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/20 | ساعت: 13:00
زنگ زده ام به دکتر پدر تا در مورد یک مسئله کوچک و تعیین وقت بعدی سوالی بپرسم. شرح حال مختصری که می دهم ، دکتر می پرسد پدرتان سرطان داشت؟ یخ می کنم و یک لحظه ذهنم از کار می افتد. بهت زده اما محکم می گویم نه نه آقای دکتر. نه. خدا رو شکر جواب پاتولوژی اش خوب بود... انگار که بخواهم با تکرار جواب های منف...
289.
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/1 | ساعت: 7:38
یه روزی هست، که من بالاخره پایان نامه ام رو نوشتم، کتابم رو ترجمه کردم، لاغر کردم، تو امتحان رانندگی قبول شدم و گواهینامه ام رو گرفتم، دوره آموزشی خفنم رو راه اندازی کردم و حسابی معروف شدم ، کتاب تغذیه ام رو تالیف کردم و .... و .... و .... ولی مطمئنم اون روز هیچ وقت نمی رسه . از من گفتن بود.
290.
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/1 | ساعت: 7:38
خوبی سرماخوردگی طولانی است این است که اشک و بغض و فین فین ها با آن قاطی می شوند و هیچ کس نمی فهمد که تو درد داری در دلت یا کمی ویروس
288- به همین سادگی
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/21 | ساعت: 17:33
در این روزهای کش دار و بی پایان سرماخوردگی، بعد از سال فیلم به همین سادگی را می بینم. فوق العاده است. ذهنم به دوران می افتد و جملات و کلمات یکی یکی ردیف می شوند که بیایم و همه را بنویسم. تیتراژ نهایی که می رود، لپ تاپم را باز می کنم و شروع می کنم به نوشتن نقد طور. نقدم خوب است و راضی هستم از آن. وسط...
288.
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/21 | ساعت: 8:44
از مکالمات رایج ایرانی ها وقتی در کنار هم جمع می شوند: - کی از همه بدبخت تره؟؟ -من -من -من -من . . .
279.
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 19:09
سخنران مسجد می گوید : کدام یک از شما که اینجا نشسته اید می تواند ادعا کند که حق پدر خود را به خوبی جا آورده است؟؟ سکوت سنگینی حکمفرما می شود. من دیگر حرفی برای گفتن ندارم
282.
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 19:08
مثل همیشه برای خال بانو پیامک فرستادم: خال بانو جان! و منتظر موندم جواب بده: جان دلم. این رمز من و اویت. قرار من و اوست. یه جور صدا زدن و جاب شنیدنه. یه جوز ابراز بی قراری و دلتنگی و توجه خواستنه. به هم قول دادیم جواب صدا ضدن هامون رو بدیم. حتی اگه از هم دلخور باشیم. حتی اگه چشم دیدن همدیگه رو نداشت...
283.
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 19:08
یک اعتراف تلخ و مسخره: دلم برای گل محمد ها تنگ شده... خوب معلوم است ولی 3000 و خورده ای صفحه کتاب، شبانه روز با تو باشد و هیچ کجا مثل قبل از خواب، بعد از بیدار شدن و قبل از صبحانه، در اتوبوس، در تاکسی و مترو و در حین کار از دستت نیفتد، یک جایی که تمام شود جای خالی اش در روزمرگی ها بد جوری توی ذوق می...
284. سبک زندگی
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 19:08
یکی از نفرت انگیز ترین اخلاق های ما ایرانی ها این است که وقتی پای درد دل یکی می نشینیم ، نمی دانم چه مرگمان می شود و پز درماندگی بر می داریم. یا مثلا حسودیمان می شود به دردهای طرف، یا می خواهیم بگوییم ما هم از او کم نداریم یا چه می دانم واقعا می خواهیم دلداری اش بدهیم و این کار را با بی اهمیت جلوه د...
285. اعترافات ذهن خطرناک من
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 19:08
از یافته های ناراحت کننده این روزهایم این است که ما آدمها تا یک جایی تحمل همدیگر را داریم. تا وقتی که خوش اخلاق هستیم و با هیچ کس مخالف میلش رفتار نمی کنیم. تا وقتی سر پا و سر حال و سالم و تمیز هستیم. تا وقتی عقل و اراده و حواسمان به خودمان است و همه چیز را فراموش نمی کنیم. تا وقتی گرفتاری نداریم و ...
286. پاییز در راه است
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 19:08
از وبلاگ آلما توکل: عاشقی به وقت پاییز به صرف سلامت! به نظرم خوب است از همین حالا برنامه بچینیم و هرجا که هستیم پاییز راه برویم. روزی نیم ساعت و هرروز یک مسیر جدید. اگر قرار است جردن را پایین بیاییم تا ونک ،یکبار از اینور خیابان و یک بار از آنورش حرکت کنیم. اگر قرار است پیروزی را تا انتها برویم...یک...
287.
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/17 | ساعت: 19:08
به گمانم بخش عمده بدبختی های بشریت ناشی از این است که مدام در کارهای خدا ان قلت می آوریم. ما بندگان کمترین و نادان نشسته ایم این پایین و برای هر چیز غری می زنیم و چرایی می آوریم و هم خودمان را عذاب می دهیم و هم خدا را . برای مرض هایمان چرا می آوریم و دوست داریم مرضمان شکل دیگری داشت یا کلا نداشتیمش....