خرید بک لینک
یکی از نفرت انگیز ترین اخلاق های ما ایرانی ها این است که وقتی پای درد دل یکی می نشینیم ، نمی دانم چه مرگمان می شود و پز درماندگی بر می داریم. یا مثلا حسودیمان می شود به دردهای طرف، یا می خواهیم بگوییم ما هم از او کم نداریم یا چه می دانم واقعا می خواهیم دلداری اش بدهیم و این کار را با بی اهمیت جلوه دادن مشکلش انجام می دهیم!!!!

دوست عزیز، آشنای محترم. آدمی که یک گرفتاری در زندگی اش پیش آمده به اندازه کافی مستاصل و درمانده است. باور کنید هیچ نیازی ندارد وسط ملغمه فکری اش شما باری بشوید روی دوشش و از بدبختی های خودتان که در این لحظه به نظر خودتان قطعا و یقینا از گرفتاری آن آدم بیشتر و بغرنج تر است داستان ببافید. شما هر چه قدر هم بدبخت تر باشید ، طرف مقابلتان الان نیازی به شنیدن آنها ندارد. هر چند از روی همدردی بیان شده باشد. دردهایتان را لطفا نگه دارید برای خودتان و در وقت مقتضی تری بیانش کنید. بهترین کاری که می توانید انجام دهید همدردی و درک کلامی مشکل است و نهایتا دعای خیر و آرزوی رفع گرفتاری برای او.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

خیلی بی ربط نوشت: آدمها را در دو جا می توانید به خوبی بشناسید. یکی در عزاهایتان و دیگری هنگام بیماری و گرفتاری.

برچسب: نویسنده: آرتمیس صمیمی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 19:08

صفحه بندی