امروزاولديماه٩٧،طولانيترينشبسالراپشتسرگذاشتهايم. امروزصبحتويتاريكترينحالتيكهميشدبهمدرسهآمد،اسنپگرفتمودقيقاهفتوچهلوهشتدقيقهانگشتزدم. تويظلماتازحياطپيشدبستانيگذشتموپاگذاشتمتويساختماناداري. هنوزهيچكدامازكارمندهانيامدهبودندبهجزدفتردار.
گفتمقراربودازشنبهازپيشدبستانيبيايماداري. گفتبله. بهمگفتهبودند. وراهنماييامكردبهيكاتاقخالي. گفتفعلااينجابنشينيدتاآقايكافبيايند. كميكتابخواندموتوياينستاچرخزدموپيامهايتلگرامراجوابدادمتازمانگذشت. يكيازكارمندهانشاندمپايسيستموفايلهاييرابهمنشاندادوگفتفعلابرايآشناييبافضااينهارامطالعهكن.
فايلهارايكييكيبازكردموچشممتويهمهصفحاتبهساعتگوشهمانيتوربود. الانبچههايمسفرهانداختهاندودارندتغذيهخانهشانراميخورند. الانساعتنهشدهوتغذيهمدرسهرابينشانپخشكردهاند. لابدبايدنانوپنيرباشد. يانانقنديوشيركهبچههادوستنداشتندوبهشميگفتندنونخاكي. الانبايدكيفهايشانرابردارندوبروندتويحياط. بدوند. تويسروكلههمبزنند. پنالتيوفوتبالبازيكنندوموبخيسعرقكهشدندبروندسوارسرويسهايشانبشوند. تويهيچكدامازساعتهاييكهچسبيدهبودمبهصندليبلندنشدمتاازپنجرهنگاهشانكنم. حتايكنظرنخواستمببينمشانتادوبارهبغضبدودپشتگلوموچشمهامبسوزدازدلتنگيبرايشان.
گذاشتمخوبايننخاتصالبينماننازكشوددلمتندتنداتصالينكندبهپنجرههايآنطرفحياط.
بهجاشنگاهكردمبهآسمانآبيكهشروعكردهبهمعكوسشمردنبرايتمامشدنروزهايسردوتاريكورسيدنبهار.
برچسب:
نویسنده: آرتمیس صمیمی