خرید بک لینک
باید امشب غمگین ترین شهرزاد غصه گوی شهر باشم.

اما نمی توانم. قولی که به خودم داده ام و تعهدی که پایبندم کرده اجازه ام را از من گرفته است. به همین خاطر است که باید مدام فوت کنم روی غبار هایی که گاه و بی گاه روی دلم می نشیند. تا جرم نگیرد و زنگار نبندد. باید هر روز دستمالی بکشم روی آن تا خوب برق بیفتد. و همه ی غصه هایم از روی آن بلغزد و پایین بریزد.

خدایم مثل همیشه دستش را گذاشته توی دستانم و قدم به قدم با من می آید. می دانم. :(

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:8 توسط ندا |

برچسب: نویسنده: آرتمیس صمیمی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:17

صفحه بندی