راننده: به قیافه ام میاد چه کاره باشم؟
نگار: نمی دونم. من خوب راجع به آدما حدس نمیزنم
راننده: همین جوری هم درسته. وقتی که راجع به همدیگه ندونیم، راجع به همدگیه قضاوتم نمی کنیم.
نگار: نمی دونم. شما آرشیتکت نیستید؟
راننده: نزدیک شدی. نه آرشیتکت نیستم. گرافیستم. یعنی می دونی؟ هرچی کمتر راجع به همدیگه بدونیم، دیگه احتیاجی نیست قضاوت کنیم راجع به همدیگه. منظور من این بود
نگار: چرا از قضاوت آدمها می ترسید؟
راننده: چون بعضی موقعا آدم تو یه موقعیتی قرار می گیره، که بهتره آدمها دور و برش کمتر ازش بدونن. دوستای آدم که دور و برش هستند، همه چیز آدمو می دونن.... من که خیلی وقته با کسی حرف نزدم.
فیلم یک شب. نیکی کریمی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس صمیمی